بافت فردا: وحدت برای پیشرفت |
سرمایه اجتماعی و الگوی مصرف
داریوش کریمی
منابع تامین ثروت کشورها متفاوت است. منابع طبیعی (تجدیدناپذیر و تجدید پذیر) بخش قابل توجهی از سرمایه ملت ها را تشکیل میدهند و البته امروزه ساده ترین و در عین مهم بودن ، کم ارزش ترین نوع سرمایه ملی محسوب می شوند. در کشورهای پیشرفته و واقع گرا، امروزه منابع انسانی و سرمایه های اجتماعی از اهمیت منابع طبیعی و ثروت های مادی کاسته و خود جایگزین آن شده اند. کشورهای فراوانی هستند که با تکیه بر منابع انسانی خویش و سرمایه احتماعی خود کمبود منابع اقتصادی ناشی از وضعیت نامساعد طبیعی و منابع زیر زمینی را جبران کرده و علاوه بر آن به ثروت های کلان نیزدست یافته اند. تلاش همه جوامع معطوف به استفاده بهینه از همه منابع در اختیار است. در کشور ما البته سرمایه اعم از طبیعی، انسانی یا اجتماعی نامطلوب دانسته می شود و همگان برای هدر دادن آنها با یکدیگر رقابت می کنند. امسال اما بدلیل طرح شعار اصلاح الگوی مصرف، بوق و کرناهای تبلیغاتی هدف از طرح شعار را جلوگیری از هدر رفتن منابع مادی کشور دانسته و بسیاری از دستگاه ها بر آن شده اند تا طرحی در اندازند که چگونه می توان اندکی از مصرف مواد و کالاها در کشور کاست؟ این جماعت ارزش این شعار را بسیار کاهش داده و حتما آن را از هدف مورد انتظار دور خواهند ساخت. اگرچه طرح ریزی برای اصلاح الگوی مصرف در حوزه منابع مادی کشور مهم است اما خود مستلزم شناخت دقیق از منابع و چگونگی تولید و مصرف آنهاست. علاوه بر آن مجری طرح اصلاح الگوی مصرف باید شایستگی و پایبندی لازم به انجام این مهم را داشته باشد. مادامی که اصحاب قدرت از اجرای قوانین کشور آگاهانه شانه خالی می کنند و در حالی که گزارش شفافی از میلیاردها دلار درآمد نفتی در طول چند سال اخیر ارائه نمی دهند و نمی گویند چرا علیرغم این همه وفور نعمت و منبع مالی برای کشور همچنان کسری بودجه ، گرانی افسار گسیخته، غول تورم و رکود تولید و سازندگی حاکم است، آیا می توان از آنان انتظار داشت که راه اصلاح در پیش گرفته و به اصلاحات تن دهند؟ آیا ازآنان که در قبال عملکرد خویش در زمینه مشکلات اقتصادی و مالی حاضر به پاسخگویی و شفافیت نیستند، می توان انتظار داشت که سرمایه های انسانی کشور و سرمایه های اجتماعی جامعه را مورد اعتنا قرار دهند؟.
بسیاری اوقات این جمله از مقامات شنیده می شود که ایرانیان کلا جامعه ای باهوش هستند و از ضریب هوشی بالایی برخوردارند. اگر واقعا چنین است چطور می توان باور کرد تنها عده معدودی از آحاد جامعه صلاحیت تصدی پست های سیاسی و اقتصادی و قضایی کلان را برای دهها سال در اختیار داشته باشند و سایر مردم علیرغم صلاحیت علمی لازم امکان ورود به محدوده های ممنوعه را نداشته یاشند؟ اگر واقعا همه ایرانیان با هوش و مدبر هستند و میتوانند منبع انسانی قابل اتکایی باشند چگونه است افراد معدودی در آن واحد متصدی بلکه متولی پست های متعددی در قوای سه گانه کشور باشند و بطور همزمان هزاران مدیر مجرب و سرد و گرم چشیده باید خیابانها را متر کنند؟ اینان سرمایه های انسانی جامعه هستند که اصحاب قدرت آنها را آگاهانه گوشه نشین کرده اند. آیا اصلاح الگوی مصرف شامل هدر رفتن و هدر دادن منابع انسانی نیز می شود؟
مهمتر از سرمایه مادی و انسانی برای هر کشور، سرمایه های اجتماعی شکل گرفته در قالب نهادهای اجتماعی یا شخصیت های برجسته علمی، هنری و سیاسی است. شخصیت های برجسته کشور در طول تاریخ مهمترین رکن سرمایه اجتماعی محسوب می شود. سئوال اینجاست آیا اصلاح الگوی مصرف در بر گیرنده سرمایه های اجتماعی نیز هست؟ اگر چنین است اصحاب قدرت و دولتمردان چه اقدامی برای بهره گیری از سرمایه های اجتماعی خویش و حفاظت از آنها بعمل آورده اند؟ چرا بارها و بارها شخصیت های بزرگ تاریخی یا معاصر مورد هجوم و تخریب برخی عوامل شناخته شده و بعضا پناه گرفته در سنگر قدرت واقع شده و احساسات جامعه جریحه دار می شود. مگر در تاریخ سیاسی ایران چند نفرسیاستمدار دینی و ملی در چهره کوروش و داریوش ومصدق و بازرگان و خاتمی ظاهر می شود که عده ای این چنین بی محابا بر آنان می تازند گویی که بر قوم مغول تاخته اند. ما را چه شده است که هر کس بر ما رقیب گردد آنچنان مورد هجومش قرار میدهیم که از کرده خویش پشیمان شود. دایره خودی آنچنان تنگ شده است که حتی خودی ها نیز در آن جای نمی گیرند. دایره ای که نتواند شخصیت هایی چون خاتمی ومیر حسین و کروبی را بر نتابد دایره ای معیوب است و نمیتواند به اصلاح الگوی مصرف سرمایه های اجتماعی منجر گردد.
پوشیده نیست که هدر دادن منایع انسانی و اجتماعی بس گران تر از هدر رفتن قطره ای آب یا مشتی خاک است. پیام اصلاح الگوی مصرف در ذات خود معطوف به حفاظت و بهره برداری بهینه از انواع سرمایه کشور و از جمله قدرشناسی منابع انسانی و اجتماعی دارد. آنان که به نام خدمت و در پناه قدرت در تخریب منابع انسانی و درهم شکستن منزلت اجتماعی آنان از هیچ اقدامی فروگذار نکرده اند شایستگی لازم برای اجرای پیام ارزشمند اصلاح الگوی مصرف را ندارند چرا که هم بیشترین منابع اقتصادی کشور را با کمترین بازدهی به هدر داده اند و هم با فروپاشی نهادهای اجتماعی فعال در آن واحد سرمایه های انسانی و اجتماعی را به مسلخ فرستاده اند. اصلاح الگوی مصرف، نیازمند اصلاحاتی است که تعهد، صداقت و شفافیت را به ارمغان آورد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|