تبليغاتX
دکتر داریوش کریمی - هزينه هاي انصراف خاتمي
 
بافت فردا: وحدت برای پیشرفت
 

سيد محمد خاتمي گزينه حداكثري اصلاح طلبان ناباورانه از صحنه انتخابات كنار كشيدو در بيانيه انصراف دو دليل براي كناره گيري خويش بر شمرده  است، اول زمينه سازي براي وحدت اصلاح طلبان و دوم كاهش هزينه هاي اصلاح طلبان براي رسيدن به قدرت.

 خاتمي به درستي تاكيد كرده است كه هدف از شركت در انتخابات كسب پيروزي است اما نگفته است كه  چگونه با كناره گيري ايشان از عرصه رقابتها پيروزي حاصل خواهد آمد. اگر ايشان فكر مي كنند كه همه هواداران خاتمي به يكي از دو رقيب حاضر در صحنه او راي خواهند داد بدون تعارف بايد گفت كه اشتباه بزرگي در محاسبه اتفاق افتاده است و اگر ايشان آنطور كه در بيانيه انصراف خويش اعلام نموده اند تصور مي كنند موسوي گزينه نهايي اصلاح طلبان خواهد بود باز هم اشتباهي در محاسبه صورت پذيرفته چرا كه در نقطه مقابل كروبي قبلا بصورت رسمي اعلام نموده كه تحت هيچ شرايطي از انتخابات كنار نخواهد كشيد و اگر مير حسين موسوي نيز چنين انگيزه اي داشته باشد بايد گفت كه متاسفانه وحدتي بين اين دو اتفاق نخواهد افتاد. كنار رفتن خاتمي همچنين زمينه را براي فعال شدن ديگر نامزدهاي اصلاح طلب كه مي توانند بخش قابل توجهي از حاميان خاتمي را به سوي جلب كنند باز خواهد كرد. افرادي همچون عبدالله نوري از گزينه هايي است كه با خروج خاتمي از رقابت احتمالا بتواند به عنوان ضلع سوم اصلاحات مطرح شده و به رقابت با كروبي و موسوي بر خيزد.

به نظر ميرسد خاتمي در اين اقدام تنها به يك سوي ماجرا توجه كرده و ديگر ابعاد مورد توجه جدي قرار نگرفته  است. او با اقدام خويش صورتي از اخلاق سياسي را به جامعه و سياستمداران نشان داده  اما به هزينه هاي آن توجه كافي مبذول ننموده است. خاتمي تحت فشار اجتماعي و با اكراه پاي به صحنه انتخابات گذاشت و تحت فشار همرزمان، رقبا و محيط بيروني  ناگزير از كناره گيري شده است.

واقعيت اين است كه انصراف خاتمي مي تواند  هزينه هاي بسيار زيادي بر جريان اصلاحات بار نمايد چرا كه از يكسو ممكن  است به راديكال شدن جريان اصلاحات بيانجامد و بدنه اصلاح طلبان خصوصا طيف جوان و احساسي و پرشور را به سوي راديكاليسم هدايت نموده و فرايندي براي اصلاح طلبان رقم بزند كه هيچگاه مورد نظر خاتمي نبوده و نيست ، گروهي را نيز به بي تفاوتي سوق دهد  و بخش سوم آرا اصلاح طلبان را بين موسوي و كروبي تقسيم كندكه اينها نيز مورد نظر خاتمي نبوده است. اين تشتت در ميان جبهه اصلاح طلبان البته حداكثر سود را به اردوگاه حريف تقديم  خواهد نمود. در اين رابطه لازم به ذكر نيست كه گفته شود هم جريان اصولگرا و هم طيف هايي از جبهه اصلاحات همواره بر عدم حضور خاتمي پاي فشرده اند. اين ايده در قالب طرح هايي همچون دولت وحدت ملي، دولت ائتلافي، حذف همزمان خاتمي و احمدي نژاد بصورت هاي مختلف ارائه شده است. پس از اعلام نامزدي خاتمي اين ايده قوت گرفت كه با حضور وي پيروزي اصلاح طلبان قطعي است. حضور پرشور و گسترده مردم استانهاي فارس، بوشهر و كهكيلويه و بوير احمد در استقبال از خاتمي نشان از يك پيروزي كم دردسر را داشت. انصراف ايشان در چنين شرايطي به يكي از چهار نتيجه زير منجر خواهد شد:

1-    وحدت اصلاح طلبان بر روي  گزينه مورد نظر خاتمي يعني مير حسين موسوي و پيروزي كم هزينه ايشان

2-    تفرقه بيشتر اصلاح طلبان و  رقابت تعداد بيشتري از اصلاح طلبان  انطور كه در انتخابات نهمين دوره اتفاق افتاد

3-    حركت به سوي اصلاحات راديكال و  به جان خريدن هزينه هاي سنگين آن

4-    تقديم پيروزي به حريف و بر آورده شدن آرزوي اصولگراها مبني بر حذف كم هزينه خاتمي از صحنه رقابت

از اين چهار گزينه تنها يكي با انصراف خاتمي همبستگي دارد.اگرچه آرزو مي كنيم محاسبات خاتمي درست از آب در بيايد و نتيجه انصراف ايشان وحدت اصلاح طلبان و پيروزي كم هزينه آنان باشد اما بايد اعتراف كرد كه شواهد حكايتي ديگر دارند. اكنون زمان انصراف خاتمي نبود.

  نوشته شده در  سه شنبه 27 اسفند1387ساعت   توسط داریوش کریمی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM